X
تبلیغات
رایتل

موضوع بندی

 

پنج‌شنبه 1 آذر‌ماه سال 1386
تبلیغ برای فعالیت اقتصادی یک دوست

سرکار خانم فاطمه حسن زاده،از بانوان بسیار فعال عرصه آموزشی،فرهنگی،اجتماعی و ورزشی شهر بندرکنگ می باشند.عدم معرفی این بانوی پرتلاش در این مدت از نقاط ضعف این وبلاگ بشمار می آید..... با توکل به ذات احدیت در آینده ای نه چندان دور مصاحبه ای خواهم داشت با این فرهنگی دلسوز .....

واینک خانم فاطمه حسن زاده پیوند مناسبی میان ایده خوب و سرمایه مالی به وجود آورده اند.ایده استقرار گالری عروس در شهر و جذب اعتبار مالی یکی از فامیل های درجه یک خود برای پویا نمودن جامعه بانوان در عرصه اقتصادی شهر .... تاسیس این گالری در قالب یک شرکت تعاونی برای به جریان انداختن سرمایه فکری و مالی بانوان (هرچند این بانوان اعضاء خانواده و دوستان صمیمی او هستند) ارزش کار را دوچندان نموده است.

بایدگفت این فعالیت با رویکرد سنتی جای تحسین و تشویق دارد،بگونه ایکه موجب احیاء آداب و رسوم اهالی شده و زمینه ترویج آن در میان غیر بومیان علاقه مند نیز فراهم می نماید.

در شهر بندرکنگ استفاده از سینی حناء بندان خاص عروس خانم نبوده بلکه آقا داماد نیز از این رسم بهره می جوید.محتویات سینی عبارتند از : ظرف حناء مزین شده با پولک و ... ـ یک ظرف شکلات و بادام رنگ شده (به رنگ سبز) ـ دو گلدان پراز گل ـ جاکلینکسی ـ بخور سوز (ترجیحا تمام وسائل به رنگ سبز و طلائی)

عروس خانم در روز حنا بندان لباسی به رنگ سبز می پوشد و گاها برای زنده نمودن آداب قدیم چادری که آنرا لیله العروس می نامند،به سر می کند(که البته آن موقع ها بااستفاده از سنجاق قفلی ! چادر را از قسمت فوقانی سر و صورت تا قسمت پایانی آن مسدود می کردند بگونه ایکه به وقت آوردن عروس به جایگاه دو نفر دست های او را بعنوان هدایتگر می گرفتند تا مبادا زمین بخورد چون عملا او جایی را نمی دید.آرایش عروس و رفتن او به ارایشگاه واژ های نامانوس بودند)جایگاه عروسی که در عکس مشاهده می فرمایید در شهر رایج نیست و اکثرا از تشک و پشتی کار شده با هنر گلابتون دوزی استفاده می نمایند.

روکش قرآن و جعبه دستمال کاغذی تزئین شده بوسیله گلابتون از وسایل متدوال در مراسم عروسی می باشند.هرگاه عروس خانم و آقا داماد را تا جایگاه همراهی می نمایند قرآن همراه با این روکش(نام رایج آن حفیظه است) را بر بالای سر آندو گرفته تا درطول زندگی حافظ و نگهدارشان باشد.

نتور کردن در فرهنگ بندرکنگ یعنی پاشیدن پول (به صورت سکه و اسکناس)ـ بادام رنگی (سبز)ـ*مشموم (برگ های درختچه ای شبیه به ریحان)-و گاهی گل کاغذی بر سر عروس و داماد. از آنجائیکه در سایر گویش ها کلمه نثور را هم شنیده ام با جستجو در فرهنگ معین به واژه نثار(آنچه که بر سر یادر پای کسی (عروس و غیره) بپاشند(از نقد و جنس)) رسیدم.البته امروزه شکلات ـ کاکائو ـ بسته های کوچک چیپس هندی به آن مجموعه اضافه می شود. حتی انها را در پارچه یا توری زیبا پیچیده و علاوه بر عروس و داماد بسوی مدعوین نیز می پاشند!(که البته خطرناک بودنش و ضربه دیدن سروصورت را شخصا تجربه نموده ام!خصوصا وقتی گیر موی سر دختر بچه ها و یا سایر بدلیجات فانتزی به آن بسته اضافه می گردد)... این سبدهای تزئین شده که به آن ((گُفه)) گفته می شود مخصوص قرار گرفتن نتور در ان است که باز از هنر گلابتون دوزی بهره گرفته شده است.

 

*مشموم:۱-بوییده شده،آنچه بقوه شامه احساس گردد. ۲-بوییدنی ۳-عطر(فرهنگ  معین)


سه‌شنبه 22 آبان‌ماه سال 1386
غمی جانکاه

بهت و بغض

فریاد و ضجه

چنگ بر زمین و روی

هیچکدام

این داغ را حریف نیستند

آیدا و علی

به وقت مرگ اطرافیان

از بزرگان خود می شنیدندکه

خدا آنان را به آسمانها برده

وحالا ما آدم بزرگها

به احترام باور کودکانه شان

آنان را در آسمانها می جوییم ...

باز هم باید شاهد تصادف جاده ای باشیم....تاسف و تاثر در بالاترین حد و میزانشان به سراغمان آمدند.غمی است جانکاه ... حتی شنیدنش چهار ستون بدنمان را می لرزاند.آیدا و علی به همراه پدر-مادر و عمه شان برای همیشه از میان ما رفتند ... روحشان شاد ...

 

((عکاس:سرکار خانم عالیه زارعی))

آیدا و علی در مراسم روز نجوم(فروردین ۸۶)

                                             ((عکس از : عکاسی راشد))

ضمن عرض تسلیت به دو خانواده محترم عبدالله زارعی(بندرکنگ) و مرحوم علی فتویی(بندرلنگه) از خداوند حلیم صبر جزیل برایشان مسئلت می داریم.به دایی بزرگوار آیدا و علی (جناب ایوب زارعی؛از فعالین عرصه فرهنگی-اجتماعی و ورزشی) تسلیت می گویم.

پرواز علی کوچولو در وبلاگ هیات کاراته بندرلنگه


جمعه 11 آبان‌ماه سال 1386
نوع نگاه و توقعات یک جوان نسبت به دختران و زنان همشهریش

نظر یکی از جوانان همشهریم حاوی نکات قابل تاملی است که بدون نگارش هیچ تفسیر و تعبیری در پست جدید این وبلاگ انتشار می یابد.باشد که سایر بزرگواران با توجه به نوع نگاه و انتظارات ایشان بعنوان یک جوان امروزی(ایشان مدیریت وبلاگی تحت عنوان شل خیسو را نیز بعهده دارند) نظر خود را بیان دارند ... قابل ذکر است که نظر مربوطه در پاسخ به پست سهم زن از شهر من درج شده است.

السلام علیکم
ضمن خسته نباشید خدمت شما مختصر تاریخچه ای از زندگی زنان در بندرکنگ:
همانطور که مستحضرید بانوان بندرکنگ درسالیان گذشته افرادی پرهیزکار,باتقوا,محجوب,پاکدامن بوده که در آن هیچ شک وشبهه ای وجود ندارد
خانه نشین بودند واحترام شدید به شوهران یا پدران خود رامهمترین وظیفه خود میدانستند.طرز صحبت ,رفتاروغذا دادن انها به شوهران خود بسیار محترمانه بود به عنوان مثال:درهنگام غذا باآوردن خوراک های محلی رنگارنگ وحتی شستن دستهای همسران خود پس از غذا در ظرفهای مخصوص انجام میگرفت که هم اکنون وجود ظرفها بعد از پذیرایی به دوستان سندی است دال بر صحت اظهاراتم می باشد.
زنان درمنزل به خانه داری مشغول بوده وبیرون آمدن از خانه یا خرید مایحتاج زندگی برایشان معنی نداشت مگر در مواقع لزوم آن هم با نقاب خارج می شدند
ولی نسل کنونی دختران ما(البته برخی)بدون رعایت شئون اسلامی وبا بد حجابی مشغول به پرسه زدن در کوچه وخیابانها بوده ,جوانان احترام به والدین وبرادران را از یاد برده .مانتوهای تنگ رابا لباسهای محلی ترجیح داده وبه قول خودشان شهرستان زدگی شده اند
حال شماباتبلیغات خود نسلی جدیدی رابه وجود می آورید که دختران می بایست خودرادر معرض مردان نامحرم قراردهند ودر پارک های خیالی شما آزاد باشند!
این برازنده ی دختران کنگی نمی باشد ونیز خیلی میبایست ببخشید ولی حقیقتی تلخ است که آنها را از نعمت شوهر محروم می نمایید(البته طبق روال گزینش همسران کنگی).برخی که به این نعمت رسیده اند فقط به خاطرنجابت خانواده می باشد
ودرآخرنوشته هایم حمل بر توهینات نباشد وفقط از باب ترحم برای آینده دختران کنگ می باشدوبس
ومن الله التوفیق


   1       2    >>
 

 
آرشیو
طراح: نوید

عناوین آخرین یادداشت ها

هرمزگانیها: