X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

موضوع بندی

 

جمعه 22 دی‌ماه سال 1385
دلتنگ خودش....

وقتی خود را در آینه دید، احساس کرد چقدر دلش برای خودش تنگ شده است.مدتها بود وقت درد دل کردن با آینه میز توالتش را هم نداشت.آینه روشویی تنها آینه ای بودکه  قبل از خروج از خانه با عجله بسراغش می رفت.آخر احساس می کرد این آینه خیس و پرلکه،مغرور و پرتوقع را هر روزصبح فقط بایدتمیز کرده و این را بطه یکطرفه را تحمل کند . آ ینه فقط می خواست همواره پاکیزه بنظر رسد،هیچوقت از او نپرسید چرا همیشه عجله دارد؟چشم هایش پراشک و قرمز است؟وبا سکوت کارهایش را انجام می دهد .....به یاد چند سال پیش افتاد آنوقت ها که کاپیتان تیم بسکتبال باشگاه نشاط بود؛پرانرژی-شاد و پرامید تیم شهرستان را رهبری می کرد.از میان ده ها مسابقه استانی و کشوری تعداد شکستشان معدود بود.در آینه لبخندش را شناخت و چشم هایش را دید که به احترام لبخند،کوچک و ریز شدند...احساس کرد آینه میز توالتش را خیلی دوست دارد .به یاد نرگس نقش اول سریال پرطرفدار تابستان ۸۵ افتاد که هروقت ناراحت می شد و گریه می کرد به سراغ آینه می رفت و با پاشیدن آب به آینه و دیدن گریه هایش انگار سبک می شد.نرگس؛ فداکار ودرغم همه شریک بود اما خودش.....در آینه پسر و همسرش را دید.مدتی به آینه خیره مانده بود با خود اندیشید بعد از ازدواجش تمام دعوتنامه های باشگاه را بی جواب گذاشته،از دوستان باشگاهی اش هم خبری نداشت همانطور که کمترین وقت را برای صحبت وحتی شنیدن درددل های دختر خاله اش گذاشته بود.جشن های عروسی،تولد و فارغ التحصیلی فامیل و دوستان را به بهانه وقت نداشتن و گرفتاربودن از دست داده بود.قیافه شوهرش رادر آینه دیدکه به محض ورود به منزل اورا صدازد:( ناهار چی داریم؟من باید سریع بخورم برم شرکت جلسه داریم)پسرش را در حال انجام دادن تکالیفش دید که صدا می زد:(مامان امروز کلمات مشکل درس پنجم را باید درآری،کارعملی جدید درست کنی،یه طرحی هم معلممون داده برای کلاس بکشی)ساعت را نگاه کرد،یک ساعت از خلوتش با آینه گذشته بود.نگاهی به آشپزخانه انداخت .سبزی که صبح خریده بود باید تمیز می کرد،برنج را خیسانده... گوشت فریز بدون استخوان را.....امروز پذیرایی باید گردگیری شود،لباس های ورزشی پسرش رابرای فردا بشوید.راستی شوهرش فردابه ماموریت می رود،ساک و وسایل اوراهم باید آماده می کرد.به معلم پسرش قول داده بود درسی از کتاب علوم را برای نصب در کلاس نقاشی کند.....وسیکل مسولیت های منزل-همسر-پسر و معلم اوبا کثرت می چرخید.

( ادامه دارد) هرگونه نشر وچاپ مطلب بدون هماهنگی با نویسنده ممنوع می باشد.


چهارشنبه 13 دی‌ماه سال 1385
بازی وبلاگی!
بازی وبلاگی چیست؟  هر صاحب وبلاگی که به این بازی دعوت شده باشد ۵مورد از مواردی که احتمالا خوانندگان وبلاگش در مورد شخصیت او نمی  دانندرا بیان کرده و در نهایت 5 صاحب وبلاگ دیگر را دعوت نموده تا آنان نیز این روال را ادامه بدهند.آغاز گر این بازی وبلاگ انگلیسی بوده است وهمزمان با شب یلدا این بازی به پیشنهاد وبلاگ سلمان در میان ایرانی ها نیز رواج یافته تا اینکه جمعه۸ دی ماه سیاورشن ریش سفید وبلاگ های بندری در این زمینه نیز پرچمدار شده و وبلاگ دخت کنگ را هم در لیست انتخابی خود قرار داده است ....من برخلاف ایشان که گفته بودند درمورد خودشان کمتر می نویسند؛ با وجود اینکه  ۵ ماه بیشتر نیست وبلاگ را فعال نموده ام درمورد خودم بسیار گفته ام بگونه ایکه صمیمی ترین دوستم پس ازاعتراض به این کارمن،وبلاگ مرا تحریم نموده و تا بحال افتخار یک کامنت هم به این وبلاگ نداده اند........ واما ۵ نکته درباره من 

۱-حافظه قوی ندارم:برخلاف خانم ها ی دیگرکه معمولا جزئیات را نیز بخاطر می آورند من بخاطر آوردن خاطرات،اتفاقات،اعدا دو ارقام،اسامی اشخاص و....برایم دشوار بوده وبه این خاطر شرمندگی های زیادی را متحمل شده ام!

۲-کارامروز را به فردا موکول می کنم: بهمین دلیل خرواری از کارهای عقب افتاده با موضوعات متفاوت طبقه بندی کرده ام!تازمانی پیش آید وآنها را انجام دهم.کارهای عقب افتاده چندساله!طبقه بندی شده، همچنان مانده اند.... 

۳-باوجودتلاش بسیارنه گفتن همچنان برایم سخت است.

۴-عاشق وسایل فانتزی،لوازم التحریر،لباس،کتاب،برچسب ونقاشی بچگانه هستم.

۵-ازیکنواختی و تکرار بیزاربوده بدنبال نوآوری و تنوع هستم.

واما حالا نوبت من است تا بقیه را گرفتارکنم!آقای دکتر ابراهیم (از اینجاازآنجا) اگر افتخاربدهند-گذردنیا-پرتقالی ۲۰۶-زن ذلیل یا مرد ذلیل وآقا اجازه.


یکشنبه 3 دی‌ماه سال 1385
هنر یک بانو۳

سرکار خانم آسیه فاطمی از بانوان خوش ذوق و خلاق بندرکنگ را می توان با تعمق در آثارشان شناخت.با دیدن عروسک های بومی وسنتی (بندری) ایشان کمتر کسی می تواند هیجان خود را کنترل کند.این هنرمند صاحب ذوق با تسلط برچگونه عمل آوردن خمیر گل چینی به ساخت عروسک های کلیشه ای اکتفا ننموده،بلکه با ایده خلاق خود عروسک های سنتی خلق نمودند تا بدینوسیله فرهنگ-آداب و رسوم بندری ها را معرفی کرده و توجه دیگران را به این فرهنگ کهن جلب نمایند.

عکس پیش رو قسمتی از مراسم عروسی در بندرکنگ را نشان می دهد.اوج ظرافت،دقت و حوصله ایشان را در حنا های منقوش بر روی دست و پای عروس ،پشتی -کوسن -پیراهن و شلوار بندری عروس (که با گلابتون دوزی کار شده است) و نیز چادر گل گلی شخص دوم که پای عروس را با حنامنقش می نماید،قابل رویت و تحسین است. 


 

 
آرشیو
طراح: نوید

عناوین آخرین یادداشت ها

هرمزگانیها: