X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

موضوع بندی

 

سه‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1387
نقد وبلاگ دخت کنگ(خودم ننوشتم ! )

دخت کنگ از آرزو تا واقعیت

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است   
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دیری و دوری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
تو رهرو دیرینهء  سر منزل عشقی
بنگر که زخون تو به هرگام نشان است
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
ابتهاج
  در روز دو شنبه 4 اردیبهشت سال 1385 با مطلبی که در پایین می خوانید به قول دوست خوبم وبلاک دخت کنگ قدم به صحرای مجازی گذاشت .
دوشنبه 4 اردیبهشت ماه سال 1385
معرفی وبلاگی نوپا ولی پرامید

سلا م به همه کسانیکه عاشقند.عاشق همنوع ؛عاشق وطن-استان و شهرخود.سلام به همه آنانیکه این عشق انگیزه شان است ودرجهت تغییری مثبت تلاش بی دریغ و بی چشمداشتی دارند.وضعیت موجود را با دقت می بینند وبرای رسیدن به وضعیت مطلوب برنامه ریزی می کنند.رفاه فردی راطالب نیستند وچنین می پندارند که تا وقتی همنوع من دررفاه-امنیت-سلامت-خوشبختی نیست رفاه وامنیت وسلامت من نیز ثباتی نداشته توسعه نخواهد یافت.سلام به همه کسانیکه حسد-کینه ودورنگی را مایه بدبختی و فلاکت خود دانسته از آن حذر می کنند. من آمده ام تا از خوبیها بنویسم .از نامردیها بنالم ودرنیل به هدفم هیچ انگارمشان. برای دلسوزان انسانیت آرزوی موفقیت کنم وبرای آتش افروزان آدمیت آرزوی هدایت .امید است دراین راه همراهان خوبی بیابم تا با همدلی آنان جامعه رااگرشده کمی بهبودبخشیم.

و چندماه بعد در پاسخ به یکی از کامنت گذاران می نویسد :
دوستدار شهر
با سلام و خسته نباشید خدمت همشهری عزیزفریده قاسمی
چندین ساله که هر وقت صفحه ای در وب را باز می کنم به سراغ یک جستجوگر می روم و بندرلنگه را تایپ می کنم. ولی متاسفانه اطلاعات و خبر جدیدی را نمی توانم بیابم . درست است که من کیلومترها از شهر خود دور هستم اما ماهانه به آنجا می آیم و خبرهای متنوعی را می شنوم. که تعدادی از آنها نیز قابلیت انتشار در سطح ملی را دارا می باشند . ولی دریغ از یک ماهنامه روزنامه و یا سایت خبری مربوط به بندرلنگه(ببخشید شاید وجود داشته باشد و من بی اطلاع باشم در اینصورت لطفا آدرس آن را به من بدهید). فکر کنم شما مسئول NGO

بندرکنگ باشید! .......

پاسخ :
باسلام
خوش آمدید. خوشحالم از اینکه بار دیگر شخصی از خطه جنوب همچنان دلش برای شهرش می تپد........ درست است من مسولNGO بانوان در شهر هستم. البته نه به تنهایی بلکه با همکاری عده ای از بانوان دلسوز و پرتلاش شهر....... خوش خبری : یکسری رایزنی هایی از شب گذشته جهت انتشار ماهنامه ای ویژه بندرکنگ شروع شده است و شنبه شب جلسه ای در جمعیت بانوان(NGO) با حضور اهالی قلم- معتمدین-خیرین وفعالین امور فرهنگی و اجتماعی شهر برگزار می شود)

چهارشنبه 11 بهمن ماه سال 1385 ساعت 12:32 PM
وبلاک نویسی که مسئول سازمانی ان جی او ( سازمان غیر دولتی – جمعیت بانوان بندر کنگ ) و تلویحا سخنگوی آن می باشد .
تلاش صادقانه و خالصانه دختری که تا قبل ار آن در عرصه های دیگر پشتکار و خلاقیت خود را با تمام کاستیها و انتقاداتی که یک فعال اجتماعی آماده گی پذیرش آن را دارد نشان داده بود ، در این جان سختیهای فرهنگی که جامعه تحول خواه ما آنرا با طوفانهای حوادث همراه ساخته است و در جامعه ای که هنوز تا رسیدن به نقد مثبت و واقعبینانه از تلاشهای بدیع و در راستای بهبود نگرش و اصلاحات اجتناب ناپذیر سنتهای واپسگرا ، راهی بس دراز در پیش رو داشت پا به عرصه فعالیت اجتماعی گذاشت . اینها کار کمی نیست و همه آن را ارج می گذارند .

این نوشته قصد برخورد شخصی با مدیریت سایت که در حد خود کارنامه ای روشن و درخور احترام دارد ، با زبان مردم منطقه و بی ریا می نویسد و درج بیشترین نظرها و پاسخ بجا و شجاعانه به نظرات مختلف همه از کارهای خوب آن است ندارد . بیشتر کنگیان بخوبی درک می کنند که با محدودیتی که هنوز گریبان زنها و دختران شهر ما گرفته است ، کار سرکار خانم فریده قاسمی چقدر با ارزش است و از طرفی دیگر از معدود و شاید تنها وبلاکی در شهر ماست که مسائل اجتماعی وفرهنگی با اسم واقعی نقد و تحلیل می کند .

من تلاش دارم تا با بررسی و نقد دیدگاهها و نوشته های وبلاک دخت کنگ به عنوان سخنگوی یک تشکل غیر دولتی مرتبط با نیمی ازجمعیت بیشتر خاموش شهرمان ، در حد توان و فکر خود و با همفکری دیگران و در پاسخ به در خواست اولیه خود ایشان اگر بتوانم به موءثرتر شدن آن کمک کنم .
هرچند گرفتاری کاری و مسافرت ، ارسال این مطلب به تاخیر انداخت ولی در این مدت اتفاق جالبی رخ داد ، برای اولین بار سایت کودی تلخو به نقد گذشته خود پرداخت ، و ضمن قبول پاره ای کاستیها در کارهای گذشته ، نوید برخورد سازنده تر با مسائل شهری در آینده داد . اصولا برای فعالین اجتماعی و آنهایی که دیدگاه خود به قضاوت افکار عمومی می گذارند ، خوب است هر از چند گاهی یکبار راه رفته خود را نقد کنند و با بهره گیری از خرد جمعی به رفع کاستیهای خود پرداخته و توانمند تر از گذشته به راه خود ادامه دهند . آرزوی من و دیگر دوستان این است که دو سایت مطرح صحرای مجازی در شهرما (دخت کنگ و کودی تلخو ) که متاسفانه با پاره ای برخوردهای شخصی به دعوای شخصی کشیده شد ، به تفاهمی واقعگرایانه برسند ، و ضمن نقد دیدگاههای همدیگر به بالا بردن کیفیت سایت خود بپردازند .
در بیش از دو سال فعالیت ، سایت دخت کنگ امروز در جایگاهی قرار گرفته است که می تواند راه رفته را بازنگری کند ، ازتجربه بدست آورده استفاده کرده و با تلاشی مضاعف به نقد مسائل اجتماعی و فرهنگی پرداخته و با ارائه پیشنهادات مشخص و عملی ، به بالا بردن فرهنگ جامعه و اصلاح ساختارهای نامناسب آن کمک کند .
در اولین نوشته خود اشاره درستی به برنامه ریزی دارد :
" وضعیت موجود را با دقت می بینند وبرای رسیدن به وضعیت مطلوب برنامه ریزی می کنند " .
قطعا منظور نگارنده برنامه ریزی توسط شخص ایشان و همفکری دیگران بوده است ، اما نمود این حرکت برنامه ریزی شده در نوشته های بعدی کمتر به چشم می خورد . حتی در جایی بعد از بیش از دو سال فعالیت می نویسد :
" من درجایگاهی نیستم که راهکار ارائه بدم و خودتون می دونین یک نسخه پیچیدن برای کل خانواده ها کار شایسته ای نیست.اونچه از من برمیاد ثبت تراوشات ذهنیم در این وبلاگ هستش. "
این تراوشات ذهنی شما نیست ، واقعیتهای ملموس و کتمان ناپذیر جامعه ای است که مردمان آن از نابرابری حقوق و عدم استفاده بهینه از داده های طبیعی و موجود در این کره خاکی از یکطرف و زنان بخاطر فرهنگ و قوانین مرد سالارانه که موضعین آن مردها بوده اند از طرفی دیگر ، ازستمی مضاعف در رنجند . بدیهی است که کسی حق ندارد برای خانواده ها نسخه به نویسد ، در اینجا بحث حقوق مدنی ، ارائه راهکار مناسب و تلاش برای تحقق اهداف نیک بشری مطرح است ،
در یکی از مطالبش می نویسد :
" اهالی قلم- معتمدین-خیرین وفعالین امور فرهنگی و اجتماعی شهر "
من حتی از دوران نوجوانی نسبت به دو کلمه خیرین و معتمدین حساسیت داشته ام ، درست است که حساسیتهای فردی نمی تواند در مسائل اجتماعی و رفاه عمومی محلی از اعراب داشته باشد ، ولی دو نکته اساسی باعث می شود که نگاهی همراه با تردید و وسواس به افرادی که خیلیها آنها را تافته جدابافته جامعه می دانند داشته باشیم اگر نیک به خیرین و معتمدین در شهر مان بنگریم ( به نظر می رسد بیشتر خیرین جزو معتمدین و تاثیر گذاران واقعی هر نشستی باشند ) جز آنهاییکه حضورشان کم اثر است چون توان مادی ندارند ، بیشتر آنها که توان مادی بیشتر و بالطبع آن تاثیر گذارند دارای انگیزه ها و تمایلات ناصواب هستند . بحث جدی در بین فعالین اجتماعی همیشه این بوده و هست ، که آیا هدف وسیله را توجیه می کند ، این درست است که همیشه جواب منفی بوده است و لی در عمل چیزی غیر از آن . با تاکید می گویم برای هدف خوب در عرصه فعالیتهای فرهنگی – اجتماعی وسیله خوب لازم است و نمی توان با هر وسیله ای خودرا به هدف نزدیک کرد .
بیشتر موضعگیریهای دخت کنگ ( نه به عنوان یک وبلاک شخصی ، که سایت جمعیت بانوان بندر کنگ به مدیریتی سرکارخانم فریده قاسمی ) بیش از آنکه "ان جی او " باشد تداعی کننده "جی او " بوده است ، بیش از اینکه منتقد سازنده باشد تایید کننده حرکتهای مدیران اجرایی و اقشار خاص جامعه بوده و بیش از اینکه خودرا مستقل از حرکتهای آنها بداند به گونه ای حرکتهای خود را با آنها گره زده است . هرچند این حرکتها به این معنا نبوده و نیست که سایت دخت کنگ کار ناصحیح انجام داده است ، ولی منتقدین آنرا نوعی دنباله روی از جریانهایی می دانند که اعتقاد چندانی به حرکتهای مستقل جنبشهای اجتماعی بخصوص جنبش زنان ندارند . آنها می بایست با ارائه راهکارهای عملی پیگیرانه در جهت تحقق برنامه های خود بخصوص در عرصه دفاع از حقوق زنان باشند .
مشکل دیگری که باید به آن توجه بیشتری می شد ، هرچند سوژه های انتخابی در بیشتر موارد فرهنگی – احتماعی است اما پردازش آنها به گونه ای نیست که برای بیشتر مردم بخصوص زنان شهر ما با در نظر داشت سطح سواد و دانش آنها قابل استفاده باشد ، دلیل اصلی آن این است که نویسنده اولا بخش روشنفکران مورد نظر داشته و دوما به جمعبندی نهایی نظرات و ارائه راهکار مشخص نمی پردازد . متاسفانه در بخشی از این نوشته ها حتی روشنفکران و نظر دهندگان برداشتهای متفاوت با منظور محرر دارند ( در نوشته های بعدی مشخصتر به آن خواهم پرداخت ) ولی با این برداشتها هم برخوردی صورت نمی گیرد .
وقتی سر کار خانم فریده قاسمی به نمایندگی شورای اسلامی شهر انتخاب شدند نه فقط من بلکه افراد زیادی امیدوار بودند که او بتوانند جانی تازه به کالبد بی روح شورای شهرمان به بخشد ، اما گذشت زمان نشان داد که تجربه ای بیشتر و همفکری و همراهی فعالان اجتماعی لازم است تا منتخبینی که می خواهند ، بتوانند خدمتگذاران صدیق باشند . عافیت طلبی که بیشتر مردم شهرما و بخصوص جوانان و تاثیرگذاران پیشه خود ساخته اند ، برخوردهای تفرقه افکنانه دشمنان آگاه و حرکتهای ایذایی دوستان ناآگاه برای فعاالین اجتماعی مشکل آفرین شده است . باهمه اینها سرکار خانم قاسمی پس از اتمام دوره نمایندگی ، ضمن اعلام انصراف خود از کاندیدا شدن برای مرحله بعد تنها به نکاتی مبهم اشاره می کند ، هر چند در این نوشته به مطلبی اشاره می کند که یکی از عوامل عدم موفقیت آنها و کاندیدا نشدن در مرحله بعد بوده است ، اما به همان دلیل ایشان باید می ماندند و با استفاده از تجربه بدست آمده ، منشاء خدمات بیشتری برای شهر و مردمان آن که صادقانه دوستشان دارند ، می شدند .
نکته دیگر که در وبلاک دخت کنگ به چشم نمی خورد ( من آنرا مشاهده نکرده ام ) گرامی داشت روز زن و یادی از زنان مبارزی که برای حقوق زنان حتی جان خود را از دست داده اند ، و روز دوستداران و یا بهتر است بگویم روز عشاق ( والانتین ) می باشد .

موفق و سربلند باشید – فریدون


شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1387
صرفه جویی برای خرید جهیزیه

     از دفتر خاطرات یک دختر:

         هفدهم مهرماه ۷۹

        از وقتی بچه بودم تا زمانی که سرکار نمی رفتم مامان خانوم منو به صرفه جویی دعوت می کرد که نمی تونیم برات فلان چیز بخریم چون داریم پس انداز می کنیم تا تیکه تیکه وسیله های جهیزیه ات  بخریم.وحالا که بزرگ شدم،سرکار میرم و حقوق می گیرم بازم اون قصه سرجاشه که ))بابات باید برای چهارتاتون جهیزیه تهیه کنه.خدا رو شکر الان که دستت توی جیب خودته می تونی خیلی راحت اون چیزی که دلت میخواد با سلیقه خودت بخری((.پس من کی برای دل خودم خرج کنم ؟ من کامپیوتر میخوام،خط موبایل می خوام،گوشی خوب می خوام،دوستامو میخوام دعوت کنم اون رستوران جدیده که بوفه ای میشه سالادای خوشمزه شو تا جایی که دلت میکشه بخوری.دلم میخواد با دوستام برم مسافرت.یادش بخیر مسافرتای خونوادگی مون.

  بیست ویکم خردادماه ۸۱

امشب با مامانم یه دعوای مفصلی راه انداختم.آخه زور نیست بجرم داشتن حقوق ماهیانه،از اون وسیله هایی محروم شی که برای خریدشون مجبور بودی تز خونوادگی ((صرفه جویی برای خرید جهیزیه)) رو بپذیری و حسرت داشته های دیگران رو بخوری ؟چه اسباب بازی هایی که فقط توی رویاهام باهاشون بازی کردم و چه لباسایی که فقط تن از ما بهترون دیدم.من اینهمه حرمان کشیدم تا حالا خواهرام اونا رو صاحب شن ؟

 بیست و پنجم مرداد ماه ۸۱

امروز با بابام دعوام شد.اون می خواست ظرفشوئی برقیم که کادو شب شیش من بوده بفروشه چون اعتقاد داره خیلی توی زندگی،اساسی نیست درعوض می تونه بجای اون برای چهارتا دختراش چند وسیله برقی دیگه بخره.تصمیم بعدیش هم اینه که وسیله های برقی مارک دار رو بفروشه و بجاشون تعداد بیشتری وسیله برقی بازار مشترک بگیره.ومن حرمت پدرم سایه سرم،اونیکه از بچگی تا حالا بهش تو نگفته بودم شکستم.و اون از فشار روزگار، سر دخترش؛عصای دستش داد زد.تا جاییکه یادم میاد هروقت باهم حرفایی داشتیم که جنبه قانع کنندگی داشت مامان واسطه مون بود.آخی مامان جونم فداش شم الهی.همیشه حرفای تند من و بابام رو با لطافت و عطر گل کلامش آغشته می کرد تا نه من آزرده شم و نه بابام.ولی اینبار که فشار تشریفات ازدواج من،همه خونواده رو داغون کرده بود ترجیح دادیم حریم ها رو بشکنیم،داد بزنیم و دست آخر پشیمون شیم.

شانزدهم فروردین ۸۲

حالا که عروس شدم و احساس می کنم همسرم درست مثل پدرم یه مرد خوب و قابل اتکائی است،به مرد بودنش فکر می کنم.به اینکه وقت دومادیش شرایط بهتری از من داشت.میگن مهیا کردن خونه با داماده و وسایلش با عروس ! ولی شوهر من خونه نداشت و هیچکی هم براش حرف درنیاورد که پسر فلانی خونه نداشت،درعوض خونه کرایه کرد و مسلما مادوتا با هم باید کرایه شو بدیم.برای ساخت خونه هم مادوتا باهم باید قسط بانک بدیم ! ولی فامیلا انگار اومده بودن برای بازرسی که من خونه شوهر چی کم آوردم.مارک وسایلام چیه و کابینت و یخچالم توش چی و چقد گذاشتم.

ولی همین مردی که راحتتر از من به زندگی جدید پاگذاشت،اگه دختر داشته باشه همونقدر غم میخوره که من و پدرم.... خدایا چرا باید یه پدر از موقع تولد دخترش تا موقع تولد بچه اون دختر،بفکر خرید این چیز و آن چیز باشه ؟ تا یه وقت مردم براش حرف درنیارن؟ آخه به چه قیمتی ؟ به قیمت لذت نبردن از داشته ها،به قیمت دویدن پدربه دنبال روزی بیشتر ؟  


یکشنبه 20 مرداد‌ماه سال 1387
خوشگلی زن

زن:من موندم چرا مردا اینقد به خوشگلی زن اهمیت میدن ؟ حتی اگه خودشون زشت ترین و

پیرترین مردای دنیا باشن ؟همین خود تو هربار باهم رفتیم بیرون،بخاطر این موضوع دعوامون

شده .....

مرد:این وجه اشتراک زنا و مردا هستش که دوست دارن زن خوشگل باشه !

زن:با حاضرجوابی سعی نکن،جواب سربالا بدی.

مرد:چرا زنا اینقد براشون مهمه که خوشگل باشن ؟! حتی اگه زشت ترین و پیرترین زنای دنیا

      باشن،دست به دامن ترفندای آرایشگری،گریم و حتی جراحی پلاستیک میشن تا زیبا باشن ؟

      اونا فکر مردا رو به سمت جستجوی زیبایی در زنان می کشونن.

زن:چرا مردا اینقد ازخود متشکر هستن که فکر میکنن زنا بخاطر اونا اینکارا رو میکنن ؟!

مرد:پس بخاطر کی اینکارو می کنن؟

زن:بخاطر خودشون،روحیه شون ....... !

مرد:چرا زنا اینقد اعتماد بنفس شون پائینه که اگه احساس خوشگلی نکن،احساس خوشبختی

نمی کنن ؟!

زن:باور کن همه زنا اینطور نیستن.چرا مردا اینقد بی انصافن و زنا رو تاوقتی میخوان که خوشگل

باشن و سرحال ؟

مرد:باور کن همه مردا اینطور نیستن.


   1       2    >>
 

 
آرشیو
طراح: نوید

عناوین آخرین یادداشت ها

هرمزگانیها: